تقدیم به توای بهترینم.......نازنینم ایسان جونم عشق خوبم
عشق خيس شدن دو دلدار زير باران نيست عشق اين است كه من چترم را روي دلدار بگيرم و او نبيند نبيند و هرگز نداندچرا در زير باران خيس نشد
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 |
هر گاه دوستم نداشتي اهسته بگو تا اهسته گريه كنم تا مردم از گريه من به خنده نيفتند و اگر دوست داشتن گناه است من گناهكارترين فرد جهانم اگر دوست داشتي بلند بگو تا من هم بانگ براورم چو در نيمه شب سر برارم ز خواب تو را خوانم و ريزم ازديده اب
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |
ديروز سرودم غزلي بهر صدايت غافل شدم از گوِِشه ابروي كمانت گفتم به دلم كي شوي آرام ز خيالش گفت آندم كه سرايي ز ابروي هلالش
خيلي وقته از چشام بي تو بارون مي باره دل نااميد من تو رو ارزو داره اي هميشگي ترين اه اي دور ترين سوختن كار من است نگرانم منشين راست ميگفتي تو، ديگر اكنون دير است دوستي و دوري اخرين تدبيرست راست مي گفتي تو، بايد از عشق بريد از چنين پاياني به سراغاز رسيد تو رها از من باش اي برايم همه كس زير اوار قفس مانده ام من ز نفس
كيستي كه من اينگونه به اعتماد نام خودرا با تو مي گويم ؟!؟ كليد خانه ام را دردست تو مي گذارم ... ! نان شاديهايم را باتوقسمت مي كنم ... !به كنارت مي نشينم اينچنين ارام به خواب مي روم ... ؟!؟!
ديد مجنون را يكي صحرا نوردٍ در ميان باديه بنشسته فرد صفحه اش از خاك وانگشتان قلم مي نويسد نام ليلي دم به دم گفت كاي مجنون شيدا چيست اين؟ مي نويسي نامه ، سوي كيست اين؟ گفت مشق نام ليلي مي كنم خاطر خود را تسلي مي كنم گر ميسر نيست بر من كام او عشق بازي مي كنم با ياد او
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |
امدي چه زيبا..گفتم دوستت دارم چه صادقانه..پذيرفتي چه فريبانه..اغوشم برايت باز شد چه ابلهانه..باتو خوش بودم چه كودكانه..همه چيزم شدي شدي چه زود..نيازمندت شدم چه حقيرانه..به خاطر يك كلمه مرا ترك كردي چه ناجوان مردانه..واژه غريب خداحافظ به ميان امد چه بي رحمانه..ومن سوختم چه عاشقانه..ولي هنوزدوستت دارم غريبه!
عشق اولينم تو بودي باتومن عشق وشناختم اي توعشق اخرينم رفتي ودردروشناختم باتومن عشق وشناختم باتومن زندگي ساختم ازكسي گلايه اي نيست اگر باختم به تو باختم
شبي غمگين شبي باراني شبي سرد مرادرغربت فردارهاكرد دلم درحسرت ديداراوماند مراچشم انتظاركوچه ها كرد به من گفت تنهايي غريب است ببين باغربتش بامن چه هاكرد تمام هستيم بودوندانست كه درقلبم چه اشوبي به پاكرد
به خود هردم دلم گويد چرا بيهوده محزوني چرا ترسان وحيراني چرا عاشق تو مي باشي ولي هر لحظه هر باره كه مي پرسم ز خود چاره جوابي را نمي يابم فقط گويم كه او را دوست مي دارم
ديگه سيراب ميشم از دلم شاد ميشم بر نميگردم اگه بارون نباشه هواي گرم تابستون نباشه عشق همون خيسي روي گونه هاست اون پرنده ست كه صبحا مارو از خواب بيدار ميكنه روح خواب رفته مارو شاد ميكنه تو دلم ياد هواي گرم تابستون ميكنم
شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |
وقتي كه رفتي بي كسي را تازه فهميدم با رفتنت دلواپسي را تازه فهميدم بغضي غريب از جنس باران در گلويم ماند ابري سترون قله هاي عشق را پوشاند باد خزان پيچيد و دشت ياس پرپر شد تك شاخه افسرده احساس پر پر شد من ماندم و يك آسمان فانوس دلتنگي در آتش دل زاده شد ققنوس دلتنگيم
شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |
بياد آور مرا كه با تو ازدريچه نگاه سخن گفتم مني كه فرياد كردم تو راونيازم را تو را خواندم وليك با نگاه بياد آورالتماس چشمانم را والتهاب دستانم را بياد آورمرا وبه من كه بي تو همرنگ غروب پاييزم بيانديشوبه خاطر خدا بازگرد
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم پس از يك جستجوي نقرهاي در كوچههاي آبي احساس تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روييد با حسرت جدا كردم
اي عشق بدان اگر دنياي تو يكي باشد براي من يك نفر تمام دنياست . واگر آذرخش نوري دارد براي من آن نور تويي مرگ مال من.زندگي مال تو.سختي مال من.آرامش مال تو. همه چي مال تو.(ولي تو مال من)
جمعه هفدهم تیر 1384 |
ماه رويان جهان رحم ندارد دلشان روز اول كه سرشتند گلشان سنگ اندر گلشان بود همان شد دلشان
وقتي كه عشقي مي رود اينجا لغت كم مي شود خنده به من مي خنددو با سادگي غم مي شود
ايثار دل مي سوزد ونام زمين خط مي خورد در يك نگاه ناگهان گونه پر از نم مي شود
وقتي كه دستش بي هوا بر آس من ده مي زند يكباره دوشم زير اين بازندگي خم مي شود حالا در اين زندان غم با قفل ها گپ مي زنم با اين اميد كهنه كه يك روز آدم مي شود
جمعه دهم تیر 1384 |
اگر دورم زديدارت دليل بي وفايي نيست وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم هر چند هنوز اسمت رو نمي دونم
جمعه دهم تیر 1384 |
دل بي روح مثل آهنت را دوست دارم خطوط در هم ژيرلهنت را دوست دارم نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم به هر لحظه كنارم بودنت را دوست دارم تما شايي تو هستي ديدنت را دوست دارم