تبليغاتX
داستان پاييز عشق
داستان پاييز عشق

تقدیم به توای بهترینم.......نازنینم ایسان جونم عشق خوبم


عشق خيس شدن دو دلدار زير باران نيست
عشق اين است كه من چترم را روي دلدار بگيرم و او نبيند
نبيند و هرگز نداندچرا در زير باران خيس نشد


چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 |

 

هر گاه دوستم نداشتي اهسته بگو تا اهسته گريه كنم تا مردم از گريه من به خنده نيفتند و اگر دوست داشتن گناه است من گناهكارترين فرد جهانم اگر دوست داشتي بلند بگو تا من هم بانگ براورم چو در نيمه شب سر برارم ز خواب تو را خوانم و ريزم ازديده اب 


سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

ديروز سرودم غزلي بهر صدايت
غافل شدم از گوِِشه ابروي كمانت
گفتم به دلم كي شوي آرام ز خيالش      گفت آندم كه سرايي ز ابروي هلالش

سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

تو رها از من باش اي برايم همه كس

خيلي وقته از چشام بي تو بارون مي باره
دل نااميد من تو رو ارزو داره
اي هميشگي ترين اه اي دور ترين
سوختن كار من است نگرانم منشين
راست ميگفتي تو، ديگر اكنون دير است
دوستي و دوري اخرين تدبيرست
راست مي گفتي تو، بايد از عشق بريد
از چنين پاياني به سراغاز رسيد
تو رها از من باش اي برايم همه كس زير اوار قفس مانده ام من ز نفس
 


سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

كيستي ؟

كيستي كه من اينگونه به اعتماد نام خودرا با تو مي گويم ؟!؟
كليد خانه ام را دردست تو مي گذارم ... !
نان شاديهايم را باتوقسمت مي كنم ... !به كنارت مي نشينم اينچنين ارام به خواب مي روم ... ؟!؟!
Aishwarya Rai

سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

یاد بگیر عشقو

ديد مجنون را يكي صحرا نوردٍ
در ميان باديه بنشسته فرد
صفحه اش از خاك وانگشتان قلم
مي نويسد نام ليلي دم به دم
گفت كاي مجنون شيدا چيست اين؟
مي نويسي نامه ، سوي كيست اين؟
گفت مشق نام ليلي مي كنم
خاطر خود را تسلي مي كنم
گر ميسر نيست بر من كام او        عشق بازي مي كنم با ياد او
 

سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

امدي چه زيبا..گفتم دوستت دارم چه صادقانه..پذيرفتي چه فريبانه..اغوشم برايت باز شد چه ابلهانه..باتو خوش بودم چه كودكانه..همه چيزم شدي شدي چه زود..نيازمندت شدم چه حقيرانه..به خاطر يك كلمه مرا ترك كردي چه ناجوان مردانه..واژه غريب خداحافظ به ميان امد چه بي رحمانه..ومن سوختم چه عاشقانه..ولي هنوزدوستت دارم غريبه!

 

سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

اي كه تويي همه كسم

عشق اولينم تو بودي باتومن عشق وشناختم
اي توعشق اخرينم رفتي ودردروشناختم
باتومن عشق وشناختم باتومن زندگي ساختم
ازكسي گلايه اي نيست اگر باختم به تو باختم
 


سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

عشق

 شبي غمگين شبي باراني شبي سرد
مرادرغربت فردارهاكرد
دلم درحسرت ديداراوماند
مراچشم انتظاركوچه ها كرد
به من گفت تنهايي غريب است
ببين باغربتش بامن چه هاكرد
تمام هستيم بودوندانست
كه درقلبم چه اشوبي به پاكرد

اگرچه تا ته دنيا صدا كرد

سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384 |

 

زیبا ترین زن ایرونی‌ در اروپا


شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |

 

ويرانه دل

به خود هردم دلم گويد چرا بيهوده محزوني
چرا ترسان وحيراني چرا عاشق تو مي باشي ولي هر لحظه
هر باره كه مي پرسم ز خود چاره
جوابي را نمي يابم فقط گويم كه او را دوست مي دارم


شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |

 

عشق من نور شده .دل من كور شده


ديگه سيراب ميشم از دلم شاد ميشم
بر نميگردم اگه بارون نباشه
هواي گرم تابستون نباشه
عشق همون خيسي روي گونه هاست
اون پرنده ست كه صبحا مارو از خواب بيدار ميكنه
روح خواب رفته مارو شاد ميكنه
تو دلم ياد هواي گرم تابستون ميكنم

شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |

 

وقتي كه رفتي بي كسي را تازه فهميدم با رفتنت دلواپسي را تازه فهميدم
بغضي غريب از جنس باران در گلويم ماند ابري سترون قله هاي عشق را پوشاند
باد خزان پيچيد و دشت ياس پرپر شد تك شاخه افسرده احساس پر پر شد
من ماندم و يك آسمان فانوس دلتنگي در آتش دل زاده شد ققنوس دلتنگيم

شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |

 

بياد آور مرا
كه با تو ازدريچه نگاه سخن گفتم
مني كه فرياد كردم تو راونيازم را
تو را خواندم
وليك با نگاه
بياد آورالتماس چشمانم را
والتهاب دستانم را
بياد آورمرا
وبه من كه بي تو همرنگ غروب پاييزم بيانديشوبه خاطر خدا بازگرد

شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |

 

حسرت

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني
تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
پس از يك جستجوي نقره‌اي در كوچه‌هاي آبي احساس
تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روييد با حسرت جدا كردم

شنبه بیست و پنجم تیر 1384 |

 

تغيير حالت انسان

نمي دانم چرا وقتي راه زندگي هموار مي گردد

انسان تغيير حالت داده و خونخوار مي گيرد

به وقت عيش و نوش و شهرت مي نوازد ساز مستي را

به وقت تنگدستي مومن ديندار ميگردد

سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 |

 


سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 |

 


جمعه هفدهم تیر 1384 |

 

اي عشق بدان اگر دنياي تو يكي باشد براي من يك نفر تمام دنياست . واگر آذرخش نوري دارد براي من آن نور تويي
مرگ مال من.زندگي مال تو.سختي مال من.آرامش مال تو.
همه چي مال تو.(ولي تو مال من)
Amisha Patel


جمعه هفدهم تیر 1384 |

 

ماه رويان جهان رحم ندارد دلشان
روز اول كه سرشتند گلشان
سنگ اندر گلشان بود
همان شد دلشان

جمعه دهم تیر 1384 |

 

ایثار سو خته

وقتي كه عشقي مي رود اينجا لغت كم مي شود
خنده به من مي خنددو با سادگي غم مي شود

ايثار دل مي سوزد ونام زمين خط مي خورد
در يك نگاه ناگهان گونه پر از نم مي شود

وقتي كه دستش بي هوا بر آس من ده مي زند
يكباره دوشم زير اين بازندگي خم مي شود
حالا در اين زندان غم با قفل ها گپ مي زنم
با اين اميد كهنه كه يك روز آدم مي شود

جمعه دهم تیر 1384 |

 

اگر دورم زديدارت دليل بي وفايي نيست
وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم
هر چند هنوز اسمت رو نمي دونم

جمعه دهم تیر 1384 |

 

دل بي روح مثل آهنت را دوست دارم
خطوط در هم ژيرلهنت را دوست دارم
نگاه با همه بيگانه ات را دوست دارم
به هر لحظه كنارم بودنت را دوست دارم
تما شايي تو هستي ديدنت را دوست دارم


جمعه دهم تیر 1384 |

 



navid_p_metal@yahoo.com

 

 

 

هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته دوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

 

اي نازنين
هرگز نشد بياي پيشم
بوی گندم
مترسک
به قعر شب سفری می کنیم در تابوت

 

با من بمان
ستاره ی زیبای شب من
چشمهای منتظر
من و تنهایی خودم
عشق مانند رنگین کمان است
یییی
مرانجام دلم راكه اين مرغ وحشي
ابرو یه کلیپ زیبا
تتتت
ممم
بهترین وب لاگ در امد های اینترنت
http://www.kaghazkahi.mihanblog.com/
این وبلاگ رو حتما ببینید ...............

 

 

RSS 2.0