تبليغاتX
داستان پاييز عشق
داستان پاييز عشق

تقدیم به توای بهترینم.......نازنینم ایسان جونم عشق خوبم


حسرت
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني
تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
پس از يك جستجوي نقره‌اي در كوچه‌هاي آبي احساس
تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روييد با حسرت جدا كردم

یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384 |

 

بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست
اه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست
مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در اب
در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست

يعني زماني ميرسه كه اين فاصله ها برداشته شه؟

یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384 |

 

بی وفا
گرفته است دلم
از چشم انداز واژه هايم
از بی حوصلگی شعرهايم
از بی بهانگی بغض هايم
گرفته است دلم
از دق زدگی افکارم
از سکوت ممتد صبوری هايم
برای پلک زدن حوادث
دست به جيب رويا می شوم
به خاطراتم پناه می برم
که مامن گريه هايم است
دوسنت دارم بي وفا...

یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384 |

 

نمي بخشم تو رو تا زنده هستم
به روي دل همه درها رو بستم
ببين عشقت به حال من چه ها كرد
چه آروم در درون خود شكستم
نمي بخشم تو رو تنهام تو بودي
همه عشقم تمام خواهش من
نمي بخشم تو رو از من ربودي
همه قلبم همه آرامش من
برو از پيشه من نگو چه كردم
نگو روزي دوباره برميگردم

چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384 |

 


سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 |

 

با چه اسمي با چه اسمي تو رو من صدات کنم kiss

با کدوم چشم نجيبي تورو من نگات کنم happy

تو برام مقدسي توبرام همنفسي raised eyebrow

پا تو قلب من بذار جونمو فدات کنم kiss

من چرا نبايد از عاشقي سهمي ببرم sad

چتر عاشق شدنم سايه نده روي سرم broken heart

ميدوني حرف و حديث قلب من فقط تويي broken heart

واسه عشق تو ميدوني از همه عاشق ترم crying

اي گل گلخونه ي من اي چراغ خونه ي من broken heart

تو ميدوني آرزومه که بشي دردونه ي من crying crying crying

سه بعدی


دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 |

 

دوست دارم

رفتي ولي اينو بدون
هر جا باشي دوست دارم
هنوز براي ديدنت به روياهام پا ميزارم
دل منو شكستي وقتي تنهام گذاشتي sad
كاش مي دونستم كه تو هيچوقت دوستم
نداشتي دل منو شكستي اما يادت بمونه
كه هيچكس مثل من قدرت ونيست بدونه sad
چقدر دلم ميسوزه عمري دروغ شنيدم
با اين همه صداقت اخر به هيچ رسيدم
منو بگو دلمو پاك به تو باخته بودم
نفهميدم روي اب خونم وساخته بودم sad

رفتي ولي اينو بدون هر جا باشي دوست دارم

سه بعدی


دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 |

 

شب ها كه در خيابان خلوت خواب
پا به پاي غرور و قافيه مي روي...
مرگ با لباس چين دار بلندش
پاي پنجره ي اتاقم مي ايد؛ و سوت مي زند... و منتظر مي ماند...

قوطي قرص هاي اين اين قلب بي قرار كه سبك تر شد
مرگ هم بر مي گردد ؛ ومي رود سراغ سرايدار پير همسايه!!!

نه عزيز دلم... تازگي بوف كور هدايت نخوانده ام!!!
اينها كه نوشتم حقيقت محض است....
باور نمي كني؟؟!!!
يك شب به كوچه ي دلتنگ ما بكوچ....
كنار همان درخت كه پر از خاطرات خط خورده است....
بايست و تماشا كن....
تا ببيني چگونه به دامن دريا و گريه مي روم؟؟!!!
بس كن اي دل ساده!!!! broken heart broken heart صفحه صفحه براي كه گريه مي كني؟؟؟!! crying crying worried
كتاب كبود گريه ها را اهشته ببند
تا خواب بي خروس بانوي بهار را بر هم نزني!!!

گوش كن درمانده ي درد الود؛ از پس پرده ها صداي سوت مي ايد..... broken heart
_________________
التماست نمي كنم.تنها مي نويسم بيا.
بيا و امشب را بي گريه كنارم باش. مگر چه ميشود؟؟ ها؟؟!!!!

شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

يه نفر

همه شب خواب ميبينم كه آسمون آبي شده
آسمون دلامون ديگه آفتابي شده
مه غم ها رفته و دنيامون رنگي شده
اوني كه گوشه ويروونه دلش شكسته بود
ديگه درداش براش رويايي شده
اما:
باز صبح كه ميشه يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها كنح ميخونه نشسته
يه نفر رفيق دردا كو له بارش رو بسته
يه نفر بي كس و تنها كنح ويروونه نشسته.

يه نفر مسته و داغون
يه نفر گيح و حيروون
يه نفر عاشق و ويرون
دلش پر گلايس از آسمون

 طبیعت


شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

ساز ما رو که شکستی

حرف ما رو که نخوندی

یه شب از سر رفاقت

تو کنار ما نموندی

پشت هم تصویر غربت

توی قاب قلب ما بود

آشنا بود اون نگاهت

خون تو رگهای صدا بود

پشت پرده ها رو دیدی

نقش ما رو هم کشیدی

اما از ابرک چشما

گل اشکا رو نچیدی







این همه دَردُ که گفتیم

تو می گی قسمت ما بود

آخه از این همه شادی

چرا سهم ما عزا بود

می دونی دوست دارم من

بدون تعبیر و تفسیر

دل من عاشق و تنهاس

بی گناه بدون تقصیر

مونده عطر نفس تو

روی خاک تن سردم

من هنوز تو این هیاهو

پی نغمه هات می گردم






شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

تمام دلم را

تمام دلم را به پيش تو ماندم
تمام غمم را در عشق تو خواندم
غزل بودي و من ترا مي سرودم
اگر تو نبودي اگر تو نبودي
تمام وجودم ز عشق تو پر شد
تمام سجودم به پاي تو بر شد
چراغ دلم را تو روشن نمودي
اگر تو نبودي اگر تو نبودي

سه بعدی


شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

باز عکس سه بعدی

اون که يه روزي وحشت جدايي
قلبشو تو سينه ز غم ميلرزوند
بديهامو ميديد و دم نميزد
بازم برام قصه خوبي ميخوند
اونکه اگه ازش جدا ميشدم
ديوونگيهاش منو برميگردوند



سه بعدی


شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

چند کلام ساده و عکس سه بعدی

سه بعدی
به نور نگاه كن سايه ها پشت سرت خواهند بود
شما همانقدر شادين كه خود ميخواهيد
تنها يك بار زيستن براي آنانكه بوي زندگي ميدهند كافيست
آندم كه عشق بر در دل ضربه مي زند آن لحظه تحويل سال من و شماست
تنها زماني حقيقت را در ميابي كه خود جزئي از آن باشي
گاهي اوقات بهترين خدمتي که به دوستانمان مي کنيم اين است که فقط ساکت ، شکيبا و اميدوار در کناری بايستيم ، موقعيتش را درک کنيم و منتظر باشيم د
بخشش هنگامي آسان ميشود که ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعفهای خودمان و اينکه ما نيز امکان اشتباه کردن داريم معترف باشيم
عشق احساسي بي نهايت است که صبر ، دانش و سرچشمه های دروني ما را به مبارزه مي طلبد د
طرح آينده را نمي شود در گذشته پياده د
اگر هر کس مفهوم عشق را به عمل تبديل ميکرد ، دنيا جای بهتری ميشد د

شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

خيلي وقته

خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده
قلبم از دوري تو بد جوري دل تنگ شده
بعد تو هيچ چيزي دوست داشتني نيست كوه غصه از دلم رفتني نيست
حرف عشق تو رو من با كي بگم
همه حرفا كه اخه فتني نيست


شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

for you...i love you


شنبه دوازدهم شهریور 1384 |

 

قصه نویس غصه ام ، بنویس من و همدردیه رود

یادت بمونه اولش ، یکی بود یکی نبود !

بنویس رود بزرگ رفت و به دریا رسید

غم نایاب من و گوشای دریا شنید

دریا انگار به خروش دردم و فریاد کشید

درد زخم قلبمو سر موجا داد کشید

آره ، لالای تنهایی مثل آهنگ جنون شد

دل دختر قصه بازم دریای خون شد

بازم این دفتر بی خط واژه هام و دربه در کرد

چندتا بغض ناتموم و همچو اشک بی اثر کرد !

 


جمعه یازدهم شهریور 1384 |

 

نه از خاکم...نه از بادم

نه از خاکم...نه از بادم
نه دربندم...نه آزادم
نه آن ليلاترين مجنون
نه شيرينم نه فرهادم
نه از آتش...نه از سنگم
نه از رومم...نه از زنگم
فقط مثل تو غمگينم
فقط مثل تو دل تنگم
چه غمگينم*چه تنهايم
نه پنهانم*نه پيدايم
نه آرامي به شب دارم
نه اَميدي به فردايم
...چه اَميدي
...چه فردايي
اگه خوشحال اگه غمگين
چه فرقي داره تنهايي


جمعه یازدهم شهریور 1384 |

 

هر چند رفته ايّ و دل از ما گسسته اي
پيوسته پيش چشم خيالم نشسته اي

اي نرگس از ملامت چشمش چه ديده اي
كاينسان به بزم شادِ چمن سر شكسته اي؟

با من مبند عهد كه، چون پيچ هاي باغ
هر جا رسيده، رشته ي پيوند بسته اي


جمعه یازدهم شهریور 1384 |

 

با من بگو
بگو چرا التيام بخش زخم عميق بالهاي باهم پريدنمان نيستي ديگر؟
بگو چرا اينگونه در تب سوزان اين انجماد قرن يخ را در كوهساري از اهن ودود تجربه مي كني
بگو در گريز از گرماي كدامين شعله به انجماد سردي روابط پناه بردي
با من بگو
....

جمعه یازدهم شهریور 1384 |

 

گلهاي شب بو
عطر دل انگيز گلهاي بهاري
در شبي مهتابي نيست
گلهاي شب بو مرور خاطراتي عاشقانه در سحرگاه زندگي نيست
گلهاي شب بو نسيمي ست كه روزگاري پيغام بر دلدادگي بود
ولي امروز....شايد تنها مرور آن خاطرات
دليلي براي بودن باشد


جمعه یازدهم شهریور 1384 |

 

براي از تو نوشتن بهانه لازم نيست
اگر سرود تو باشي ترانه لازم نيست

براي رويش شادي شكفتني تازه
اگر بهار تو باشي جوانه لازم نيست

تو شاه بيت غزلهاي هفت اقليمي
و در حضور تو جز عاشقانه لازم نيست

درخت سيب تويي پس بگو به سيب فروش
سبد سبد كه منم , دانه دانه لازم نيست.

جمعه یازدهم شهریور 1384 |

 

قيصر لاله رخان قصد سفر كرد و رفت
بر دل بيمار من خاك به سر كرد و رفت
كاش فلك ميشكست پاي تو اي ساربان
خنجر بانك جرس نيش به بر كرد ورفت
ديده پر از ژاله شد پيشه دل ناله شد
تا كه ز من ان نگار ترك نظر كرد ورفت
قسمت گلبان نشد جز غم و محنت ز گل
قاصد باد خزان زود خبر كرد و رفت

 


چهارشنبه نهم شهریور 1384 |

 

جشن ملی بعد از پیروزی تیم ملی

جشن ملي ايران   ميدان محسنيجشن ملي ايران   بزرگراه نيايش 


چهارشنبه نهم شهریور 1384 |

 

جشن ملي ايران ميدان ونک

جشن ملي ايران   ميدان ونکجشن ملي ايران   ميدان ونک


چهارشنبه نهم شهریور 1384 |

 

تقديم به...عشقم

پائيزرادوست دارم چون فصل غم است
غم رادوست دارم چون اشک دل است
اشک رادوست دارم چون گواه دل است
دل رادوست دارم چون محبت رابه من اموخت
محبت رادوست دارم چون تورادوست دارم
وتو رادوست دارم بی انکه بدانم چرا؟
وحالا تو به من بگو چرا؟؟؟

چهارشنبه نهم شهریور 1384 |

 

تقديم به....لیلا

شايد دری وا شه شايد راهی باشه
روزای نـاپـيـــدا دوبـاره پـيـــدا شـه
قـصــه دلـــتـنـگـی اگــه سـر جاشه
تو کـوچه قـلــبـم هـلـهـلـه بر پا شه

رنگای فصـل پـايـيـز قصـه باد گلريز
حکايت جدايی با گريه های ريز ريز

بـه حـق نـور ديـده کـه روشـن از امـيـده
شب های بي سپيده به آخرش رسيده

چهارشنبه نهم شهریور 1384 |

 

تقديم به..

ای تو دل کوک
ای خوش آهنگ
تو شنیدنی ترینی
من پر از هوای غربت
تو هوای سرزمینی
زمهریر نارفیقان
خواب آفتابی می بینه
هجرت ما وسط آب
زورقی بی سرنشینه


چهارشنبه نهم شهریور 1384 |

 

تقديم به همه

قلمت را بردار
بنويس از همه خوبيها
زندگی،عشق،اميد
و هر آن چيز که بر روی زمين زيبا هست
گل مريم،گل رز
بنويس از دل يک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنويس
از دل کوچک يک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنويس
که چو ياقوت و شقايق سرخ است
بنويس از لبخند
از نگاهی بنويس
که پر از عشق به هر جای جهان می نگرد


دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 

آسمون وقتي از زميني ها دلگير مي شه قلبشو را پشت ابرها پنهان مي کنه
اونقدر مي باره و مي باره که زمين از خجالت خيس مي شه
بعد قلبشو را از پشت ابرها بيرون مياره به زمين نشون مي ده
زمين هم گل ميده و لبخندش ميشکفه
زمين با اشکهاي آسمون تازه ميشه اما زميني ها بازم آدم نمي شن

دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 

..فرشته

چه چيزي انتظار مرا مي کشد
تنبيه ؟! نگاه هاي خشمگين ؟!
چقدر بايد تابان دهم
يک روز ؟ يک هفته ؟ يک ماه ؟ يک سال ؟
... يا يک عمر ؟
نمي دانم
نه
اصلا به حساب و کتابش نمي ارزد
مي بوسم اش
و فرار مي کنم ...


دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 

كاش مرگ را مرگ بود

كاش مرگ را مرگ بود****كاش اشگ را شرط بود !كاش دل ها ليلي و شبگرد بود** كاش در وحدت همه كثرت بود******كاش ماتم را غم ماتم بود...كاش درد ما همه مرحم بود***كاش چشم ما همه شبنم بود...كاش اشگ ما همه زمزم بود ...كاش مي شد آدما رو نور ديد...قاصد عشق و نواي طور ديد...پرده ي ظلمت دريد و حور ديد

دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 

روي زمين افتاد
نفس نفس مي زد
به سختي روي پاهايش ايستاد
دنبال فرشته دويد
... زمين خورد
پاهايش ديگر توان نداشت
اشگ هايش التماس مي کرد
چشم هايش پرکشيدن فرشته را دنبال مي کرد
صورتش به خاک چسبيد
... آخرين نفس و از حال رفت
چشم هايش را باز کرد
فرشته دستي به صورت پسرک کشيد
... بخشيده شدي
اشک راه خود را از روي صورت گلي پسرک پيدا مي کرد

 


دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 

رفيق

اي رفيق نا شكيبي هاي من تك چراغ روشن شبهاي
امدي ناخونده مهمانم شدي - خانه كردي در دل تنهاي من
چند گاهي مهر من درقلب تو - مدتي آغوش تو ماواي من
هم خداي قلب تنهايم شدي - هم اميد نا اميديهايم شدي
ازهمينك چشم در راه توام - تا بيايي عشق روياهاي من


دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 

وقتي تو بودي چشمان و نگاه مهربانت بود
شعر بود و بهار
وقتي تو رفتي چشمان من ديد كه مهرباني از وجودم پر كشيد شعر رفت و بهار
امروز شعر و بهار ... ياد تو و چشمان خيس من جاي خالي سياهي تا انتهاي قلبم بر جاي ميگذار


دوشنبه هفتم شهریور 1384 |

 



navid_p_metal@yahoo.com

 

 

 

هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته دوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

 

هرگز نشد بياي پيشم
بوی گندم
مترسک
به قعر شب سفری می کنیم در تابوت

 

با من بمان
ستاره ی زیبای شب من
چشمهای منتظر
من و تنهایی خودم
عشق مانند رنگین کمان است
یییی
مرانجام دلم راكه اين مرغ وحشي
ابرو یه کلیپ زیبا
تتتت
ممم
بهترین وب لاگ در امد های اینترنت
http://www.kaghazkahi.mihanblog.com/
این وبلاگ رو حتما ببینید ...............

 

 

RSS 2.0