تبليغاتX
داستان پاييز عشق
داستان پاييز عشق

تقدیم به توای بهترینم.......نازنینم ایسان جونم عشق خوبم


نمي خوام

 نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم
چون دنيا 1روز تموم مي شه
نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است
چون شب هم بالاخره تموم مي شه
نمي خوام بگم دوست دارم
چون دوست ندارم
بلكه عاشقتم


چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 |

 

مي خواهي بروي,برو

مي خواهي بروي ، بي بهانه برو مي روي اگر ، بگذار بيگانه بماند صدايت هم . تو گل رها شده در آغوش دريايي، فرا خواهند گرفت تو را موجها. و گرفتارت خواهد ساخت روزي
محبت ساختگي ات، همان سند جعلي. پهن مي شوم به سان راهها بر گامهايت و التماست کنم؟
اين ، ممکن نيست !
شکستني نيست وقارم همانند قلبم


چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 |

 

من آن گلبرگ مغرورم
كه مي ميرم زبي آبي
ولي با خفت و خاري
پي شبنم نمي گردم


سه شنبه ششم دی 1384 |

 

غريبي، آشنا ترين درد من است و آشنايي، غريب ترين رؤيايم
بيگانه مباش، اما سخن آشنايي هم مزن كه آشنايان ناجوانمردانه بيگانه اند


دوشنبه پنجم دی 1384 |

 

دلم گرفته آسمون ، نمی تونم گريه كنــــــــــــم شكنجه ميشم از خودم ، نمی تونـم شكوه كنم
انگــــاری كـــــــــوه غصه هـا تو سينه من اومده آخ داره باورم ميشه خنده به مـــــــــــــــن نيومده
دلـــــــــــم گرفته آسمون ، از خودتم خسته ترم تو روزگار بی كسی، يه عمره كــــــــه در به درم


دوشنبه پنجم دی 1384 |

 

ميگويند شيشه ها بي احساسند اما وقتي روي شيشه بخار
كرده اتاقم نوشتم دوستت دارم آرام برايم گريست.ّ

ّّّّ


دوشنبه پنجم دی 1384 |

 

باران مي بارد
صداي همهمه وحشي باد ‏، چه دل‌انگيز است
صداي باران....
شسته مي‌شود خيال من
شعر من زير باران است
جمله‌هايش خيس و پاك!!!
اما....
چشم من باز هم
در حسرت اين باران به شيشه اين پنجره مانده! 

دوشنبه پنجم دی 1384 |

 

وسوسه های غلیظی میان من و تو نشسته است

چه وسوسه های غلیظی میان من و تو نشسته است ! چه آوازهای عاشقانه ای که هنوز از گلویم بر نخاسته است ! چه کلماتی که هنوز نامه نشده اند و همچنان در سراشیبی انگشتانم جا خوش کرده اند
یک روز آنقدر جادو می شوم که خود را در آغوش اقیانوسهای فرسوده می بینم و روزی دیگر آنقدر شاعرم که گنجشکهای یتیم در بیتهای شعرم لانه می کنند و روز سوم آنقدر تنها که حتی نام تو را نمی توانم تلفظ کنم
چشم به آسمان می دوزم، تو با ابرهای انبوه می گذری و فردا همراه بارانی از شکوفه و انگور بر می گردی. آنگاه تمام اشیای اتاقم مست می شوند و از بند بند تنم آوازی غریب بر می خیزد

دوشنبه پنجم دی 1384 |

 

سهم

دستها بالا بود.
هر کسي سهم خودش را طلبيد.
سهم هر کس که رسيد،
داغ تر از دل ما بود
ولي
نوبت من که رسيد،
سهم من يخ زده بود!سهم من چيست مگريک پاسخ
پاسخ يک حسرت!
سهم من کوچک بود
قد انگشتانم
عمق آن وسعت داشت
وسعتي تا ته دلتنگيها
شايد از وسعت آن بود
که بي پاسخ ماند!


دوشنبه پنجم دی 1384 |

 


دوشنبه پنجم دی 1384 |

 



navid_p_metal@yahoo.com

 

 

 

هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته سوم تیر 1384
هفته دوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

 

هرگز نشد بياي پيشم
بوی گندم
مترسک
به قعر شب سفری می کنیم در تابوت

 

با من بمان
ستاره ی زیبای شب من
چشمهای منتظر
من و تنهایی خودم
عشق مانند رنگین کمان است
یییی
مرانجام دلم راكه اين مرغ وحشي
ابرو یه کلیپ زیبا
تتتت
ممم
بهترین وب لاگ در امد های اینترنت
http://www.kaghazkahi.mihanblog.com/
این وبلاگ رو حتما ببینید ...............

 

 

RSS 2.0