|
ز دنيايي كه مردانش عصا از كور مي دزدند من از خوش باوري آن جا محبت جستجو كردم

می دونم سرت شلوغه نگو نه! ديگه عشق تو دروغه نگو نه! می دونم ستاره های عشق تو ديگه سرد و بی فروغه نگو نه! اگه گنج قارون و بهت بدم دست من نمک نداره می دونم می دونم دوسم نداری نگو نه! يه عشق ديگه داری نگو نه! می دونم يه روزی از همين روزا می ری و تنهام می ذاری نگو نه!

|