ارزوهايت را يادداشت كن و يكئ يكئ از خدا بخواه مطمئن باش خدا يادش نميره اين تويي كه يادت ميره اون چيزي كه امروز داري ارزوي ديروزته
سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته ي تنديس زيبايي است.
جمعه هجدهم خرداد 1386 |
چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی ديديش هيچ چيزی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگری ببينی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زير لب بگی « گل من باغچه نو مبارک » چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقت رو ازت دزديده و به جاش يه زخم هميشگی به قلبت هديه داده زل بزنی و به جای اينکه لبريز کينه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت باز به ديواری تکيه بدی که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده